محمد باقر شريعتى سبزوارى

216

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

خوردن غذا خود به خود و به حكم قانون علت و معلول ، ايجاد احساس سيرى خواهد كرد ، اما ميان سيرى و مراجعه به كارفرما رابطهء جبرى نيست ، ولى دستگاه ادراكى ما ، كه تابعى است از ساختمان طبيعى ما ، چون ميان غذا و سيرى ، « بايد » ى جبرى تميز مىدهد و از روى آن ملازمهء حقيقى ، يك بايد اعتبارى ( لزوم مراجعه به كارفرما ) مىسازد تا به احساس درونى خود ، كه خواهان سيرى است ، پاسخ مساعد دهد . « بدين قرار ، همين كه قواى انسان به كار افتاد همراه با آن ، انواع ادراكات اعتبارى ساخته خواهند شد . اين ادراكات ، واسطه‌هايى احساسى ( از جنس علم ) هستند و به جهان كوچك انسانى يارى مىدهند تا در داد و ستد خود با جهان بزرگ پيروز و توانا باشد . خ خ بنابراين همين كه انسان قواى فعالهء خود را به كار انداخت عده زيادى از اين نسبت ( بايد ) را در غير مورد حقيقى خودش گذاشته و هم‌چنين به چيزهاى بسيارى صفت وجوب و لزوم داده ، در حالى كه اين صفت را به حسب حقيقت ندارند ؛ مثلًا در مورد خوردن . . . اگر چه متعلّق « بايد » را « سيرى » قرار داده ؛ وى چون مىبيند سيرى بى بلعيدن غذا و بلعيدن بى جويدن و بى به دهان گذاشتن و دهان گذاشتن بى برداشتن و برداشتن بى نزديك شدن و دست دراز كردن و گرفتن و . . . ممكن نيست ، به همهء اين حركات صفت وجوب و لزوم مىدهد و چون مىبيند كه قوهء فعاله در حقيقت يك چيز مىخواهد به همهء اين حركات و يا به يك دسته از آن‌ها صفت وحدت و يگانگى مىدهد و به همين قياس . . . . » « و نيز خ خ علوم اعتباريه معلول اقتضاى قواى فعالهء طبيعى و تكوينى انسان مىباشد . « بايدهايى كه در دستگاه ادراكى ما پيدا مىشوند بنابر تقسيم مقالهء مورد بحث ، بر دو گونه‌اند : بايدهاى قبل از اجتماع و بايدهاى پس از تشكيل اجتماع . « بايدهاى قبل از اجتماع ، اعتباراتى هستند كه شخص به مقتضاى انسان بودن و فعال بودن براى ايجاد رابطه با محيط اطراف ( انسانى و غير انسانى ) به آن‌ها نياز دارد و بدون فرض آن‌ها دست به كار نمىزند . اين اعتباريات عبارتند از : اعتبار وجوب ، اعتبار حسن و قبح ، انتخاب چيزهاى سبك‌تر و آسان‌تر ، اعتبار اصل استخدام و اجتماع و